حسن پيرنيا ( مشير الدوله ) و عباس اقبال آشتيانى
مقدمه 68
تاريخ ايران از آغاز تا انقراض سلسله قاجاريه ( فارسى )
گماشت تا با هم متّحد نشوند و قوّت نيابند اهالى بعضى از شهرهاى يونانى مانند فوسه كه نخواستند تسليم شوند مهاجرت كردند تسخير ممالك شرقى سرعت عمليّات جنگى كوروش در ليديّه مجالى به بابل و مصر براى تجهيزات نداد حالا هركدام منتظر بودند كه مورد حمله كوروش واقع شوند و ليكن كوروش فورا توجّهى به بابل نكرده بممالكى كه در مشرق پارس و ماد واقع بود عزيمت نمود كيفيّات جنگهاى او را در آن حدود نميدانيم همينقدر معلوم است كه در مدت 8 سال مشغول لشگركشى و جهانگيرى در طرف مشرق و شمال ايران بود و از طرف شمال تا رود سيحون پيشرفت و در كنار آن رود شهرى باسم خود بنا كرد ( اين شهر در زمان اسكندر « دورترين شهر كوروش » نام داشت تصوّر ميكنند كه در محل اوراتپه حاليّه بوده ) بعد از طرف مشرق تقريبا تا رود سند پيشرفت و پس از آنكه حكومت خود را در مشرق و مغرب محكم نمود به طرف بابل متوجّه شد بعضى از محقّقين بر اين عقيدهاند كه لشگركشىهاى كوروش به طرف مشرق و شمال شرق بعد از تسخير بابل بوده تسخير بابل « 1 » گرفتن بابل كار بسيار مشكلى به نظر مىآمد زيرا استحكام برج و بارههاى اين شهر مشهور آفاق بود « 2 » باوجوداين كوروش قصد تسخير آن را نمود و در بهار 539 ق . م . لشگر ايران از دجله عبور كرد در بابل بعد از بخت النّصر كه در 561 ق . م . درگذشت در مدّت شش سال سه نفر پادشاهى كردند و در 555 روحانيّون بابل تاجرى را نبونيد نام بر تخت نشاندند اين شخص آدمى نبود كه بتواند دولت بابل را در چنين موقع مهمّى حفظ كند نوشتهاند كه ميل مفرط بعلم
--> ( 1 ) - بابل از ( باب ال ) آمده يعنى درب خدا ( 2 ) - چنان كه مورخين نوشتهاند ارتفاع ديوار شهر هشتاد ذرع و قطر آن بيست و پنج ذرع بود اين ديوار يكصد و پنجاه برج داشت و دروازههاى آن از برنز ( امتزاج مس و قلع و روى ) بوده مشهد مرغاب - مقبره كوروش بزرگ